شنبه٫ ۱ اردیبهشت٫ ۱۳۹۷ ٫ ۸:۰۳

باید شرایط رقابت پذیری را فراهم کنیم

رقابت در فضای کسب و کار

محمدرضا نجفی منش – رئیس کمیسیون تسهیل کسب و کار اتاق بازرگانی تهران و عضو هیات مدیره خانه صنعت و معدن

 
محمدرضا نجفی منش ، رئیس کمیسیون تسهیل کسب وکار اتاق بازرگانی تهران و عضو هیات مدیره خانه صنعت ومعدن از عقب ماندگی بازار سرمایه نسبت به برنامه های توسعه ، الزام حضور بخش خصوصی در مدیریت اقتصاد کلان ، تغییر در شیوه مالیات گیری ، تغییر قانون تامین اجتماعی و… به عنوان ملزومات بهبود فضای کسب وکار سخن می گوید. او البته به آینده خوش بین است و می گوید با چند اقدام مهم و اساسی ، می توان به شاخص های مناسب در اقتصاد رسید.


با توجه به سابقه فعالیت های اقتصادی شما پیش از پیروزی انقلاب ، به نظرتان بعد از انقلاب مشکلات کسب وکار در کشور کمتر شده است یا بیشتر ؟

ابتدا باید متذکر شوم که من قبل از انقلاب تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم و شخصا کسب وکاری که مسئول آن باشم ، نداشته و در جایگاه یک مهندس مشغول فعالیت بودم. می توان گفت در آن دوره اکثر صنایع کشور به صورت وابسته و مونتاژ بود. قطعات وارد می شد و نمایندگی های حاضر در کشور ، قطعات مورد نیاز را برای ما نصب می کردند. عمق ساخت داخل در حد خیلی پایینی بود اما بعد از انقلاب که جنگ هم آغاز شد ، جنگ تا حدودی حرکت ایجاد کرد که در نهایت منجر به تولید برخی قطعات در داخل کشور شد. در واقع یک توانایی ایجاد شد تا به سمت ساخت و تولید برویم. در نهایت ، سال ۷۲ ، وقتی قانون مربوط به خودرو در مجلس به تصویب رسید ، ساخت داخلی ارج نهاده شد. من یادم نمی رود که یک روز در شرکت ایران خودرو ، یک دستگاه پیکان ۱۶۰۰ را از هم باز و از ما دعوت کرده بودند که برای تولید قطعات این خودرو همکاری کنیم. در آن روز هر شرکتی تولید یک قطعه را از طریق مهندسی معکوس پذیرفت. هر کسی گوشه ای از کار را گرفت. این حرکت ، آغاز توجه جدی به تولید بود و گرچه افت وخیز داشت اما در نهایت ، نتیجه این شد که اگر در دوران قبل از انقلاب، ۳۰ هزار دستگاه تولید خودرو داشتیم ، این میزان در سال ۹۰ به ۱ میلیون و ۶۵۰ هزار دستگاه رسید.

پس می توان گفت پس از انقلاب در حوزه تولید پیشرفت چشمگیری حاصل شد؟

ببینید ؛ حداقل اوضاع نگاه به داخل ، بهتر شد.

در عمل چه؟

در عمل هم اگر آمار را نگاه کنید ، اوضاع بهتر شده. به عنوان مثال در تولید فولاد و خودرو و پتروشیمی تغییراتی اساسی حاصل شده است. مجموعا حرکت بعد از انقلاب در جهت مثبت و خوبی بوده است. در مباحث دیگر از جمله تولید شیشه و سیمان هم اتفاقات خوبی افتاده. ما زمانی برای تولید سیمان با مشکل مواجه بودیم اما اکنون سیمان را صادر می کنیم.


گاهی درک آمارها سخت می شود ؛ مثلا شما می گویید در حوزه های مهمی چون تولید خودرو ، فولاد ، پتروشیمی ، سیمان و… پیشرفت های چشمگیری داشته ایم اما از سوی دیگر تولید ناخالص و درآمد سرانه کشور رشد خیره کننده ندارند و آمارها نشان می دهد که درآمد سرانه امروز ، به اندازه درآمد سرانه سال ۵۸ است.

این اعداد و ارقام به خاطر این است که جمعیت ما از ۳۰ میلیون به ۸۰ میلیون نفر رسیده است. اگر جمعیت ما ۳۰ میلیون نفر بود و این افزایش ها هم صورت می گرفت ، اوضاع گونه ای دیگری بود اما جمعیت ما چند برابر شده است. ما می توانستیم بهتر باشیم و در این هیچ شکی نیست. عواملی که ما را عقب نگه داشته ، متعدد بوده اند. یکی از آن ها توجه مجدد و بیش از اندازه به خارج از مرزها است. به هر حال در کل ، پتانسیل و توان تولید در داخل کشور افزایش داشته و اینکه می بینید درآمد سرانه ملی تقریبا ثابت مانده، بیشتر به دلیل رشد جمعیت بوده است.

یکی از شاخص هایی که اخیرا مورد توجه محافل اقتصادی قرار گرفته و گویای وضعیت نهادی کشورها در پشتیبانی یا عدم پشتیبانی از نوآوری و فناوری در تولید است ، شاخص فضای کسب وکار است که البته در ایران وضعیت ناگواری دارد. به نظر شما کدام سیاست های اقتصادی در افزایش مشکلات کسب وکار کشور تاثیر بیشتری داشته است؟

در ایران هنوز بین اقتصاددانان وحدت نظر پیش نیامده و نظریه های متفاوتی وجود دارد. برخی اقتصاد لیبرال را پذیرا هستند و معتقدند که همه چیز باید خصوصی باشد. در مقابل برخی معتقدند که دولت باید در بازار و کسب وکار دخالت کند و بخش خصوصی کمرنگ باشد. البته در علم اقتصاد و علوم اجتماعی قطعیت وجود ندارد و دیدگاه های متفاوت جاری است. بهترین دیدگاه این است که بررسی کنیم کدام گفتمان بهتر حرکت کرده و کدام یک به مشکل برخورد کرده است تا الگوبرداری مناسبی داشته باشیم. استدلال ها در مورد سیاست های اقتصادی متفاوت است. مشکلی که در این میان وجود داشت ، این بود که ما اقتصاد و سیاست را با هم قاطی کردیم یعنی نقش معادلات سیاسی را بیش از اندازه در تصمیم گیری های اقتصادی پررنگ کردیم. مثالی بزنم تا موضوع بیشتر واضح شود. ما با دانمارک سر موضوعی دچار اختلاف سیاسی شدیم و ناگهان معاملات مان را با این کشور قطع کردیم یا همین روزها ، پس از برگزاری همه پرسی در اقلیم کردستان عراق ، ما مرزهای مان را با آنان بستیم. ما نباید اقتصاد را تا این حد با سیاست قاطی می کردیم. اقتصاد باید راه خود را برود و سیاست هم راه خود را. می توان در سیاست با کسی مشکل داشت اما مراودات اقتصادی را ادامه داد.

نسبت کیفیت برنامه های توسعه کشور با شرایط فعلی فضای کسب وکار را چه می دانید؟ برخی می گویند برنامه های توسعه توجه بسیار کمی به مولفه های این شاخص داشته اند.

تقریبا همه مسئولان و کارشناسان اذعان می کنند آن مواردی که برای فضای کسب وکار مناسب مد نظر است ، متاسفانه نمره مطلوبی را کسب نمی کند. به عنوان مثال در رقابت پذیری و آزادی اقتصادی رتبه های پایینی داریم. در یک نگاه کلی می توان اشکال را از برنامه های توسعه دانست و گفت آن زیرساخت ها باید در برنامه بیاید و اجرایی شود تا در شاخص های گوناگون، مانند کسب وکار نمود پیدا کند. ما باید تصمیم بگیریم که در مورد مسائل کلان توسعه می خواهیم چه کار کنیم. ضمنا فراموش نکنیم که هیچ کدام از برنامه های توسعه به تمامی اجرا نشده اند و از این لحاظ هم دچار مشکل هستیم.

به نظر شما مهم ترین عاملی که مانع از رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده برنامه های توسعه شده است چیست؟

چند عامل را می توان برشمرد. اول آن که بیشتر مجریان و کسانی که مسئول اجرای برنامه های توسعه بوده اند ، توانایی لازم را نداشته اند. ما منابع را هدر داده ایم. در یک دوره ۸ ساله ، ۷۰۰ میلیارد دلار را نابود کردیم و خیلی از این درآمدها صرف مطالبات مصرفی و لوکس شد. ثابت نگه داشتن نرخ ارز و رهاسازی ناگهانی آن از جمله دلایل دیگر نابسامانی فضای کسب وکار بوده. من ارز ۷ تومانی را به خاطر دارم. اکنون قیمت به ۴ هزار رسیده است. ببینید ؛ اگر ما اجازه می دادیم که با روش طبیعی برخی کارها و از جمله تعیین نرخ ارز انجام می شد ، نتایج خیلی متفاوت را شاهد بودیم. آن مدیران ناتوان ، آن هدررفت منابع و این بازی با نرخ های مهم ، باعث می شود هیچ برنامه ای به اهداف خود نرسد. طبیعی است که همین عوامل هم سبب وضع بسیار بد محیط کسب وکار می شوند.

در مقایسه وضعیت تولید پیش و پس از انقلاب ، نمره قبولی را به بعد از انقلاب دادید. اگر بخواهید بین دوره های گوناگون در سال های پس از انقلاب مقایسه ای به عمل آورید ، نمره کدام دولت را در سامان دهی به فضای کسب وکار بالاتر می دانید؟

سوال سختی است… نمی توان گفت که کدام یک از دولت ها در بهبود کلی وضعیت اقتصاد موفق تر بوده اند چون شرایط دوره ها هم متفاوت است. با این همه و در مجموع در دوران اصلاحات از نظر شاخص ها، اوضاع بهتری داشته ایم.

چرا؟ کدام ویژگی آن دوره چنین موفقیتی را رقم زد؟

حتما عوامل مختلفی وجود دارد اما به نظر من شوق و امید به وجود آمده در میان اغلب مردم و دانشجویان سبب شد که همه در آن دوران تلاش کنند و کارها را پیش ببرند. نکته مهم دیگر هم این است که در آن دوره تلاش شد از میزان رانت کاسته شود و فساد هم خیلی کمتر بود.

نقش مناسبات بین المللی در وضعیت اقتصادی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا مراودات ما با اقتصادهای دیگر، اثر مستقیم بر فضای کسب وکار کشور دارد؟

باید روابط خارجی را بهبود بخشید .کشورهای همسایه را باید مد نظر قرار دهیم. اتفاقا زمانی که دولت آقای روحانی انتخاب شد ، کمیته ای تشکیل شد که شخصا در آن حضور داشتم. در جلسات، دقیقا به همین مطلب اشاره کردیم که ما باید ارتباط مان را هم با اروپا ترمیم کنیم و هم با کشورهای همسایه و حتی با آمریکا. اکنون نگاه کنید که آمریکا با روسیه در بسیاری موارد، تضاد سیاسی دارد ؛ اما این موضوع را با روابط شان قاطی نکرده اند. تضادشان محفوظ است ؛ همان طور که روابط شان محفوظ است. با اروپا موفق شده ایم که روابط مان را تا حد زیادی اصلاح کنیم. اثرات مفید این روابط را در برجام دیدیم. دیدیم که اروپایی ها از ما حمایت کردند. این تصمیم گیری کم سابقه بوده. آمریکا حرفی را زد که اروپا آن را قبول نکرد. با ترکیه مقداری مشکل داشتیم. با افغانستان ، با پاکستان و کشورهای CIS حتی عربستان و کشورهای منطقه باید ارتباط خوبی را برقرار کنیم. این ارتباط به این معنا نیست که همه خواسته های آن ها را تایید کنیم. می توانیم مخالفت خودمان را هم داشته باشیم ؛ اما روابط مان را قطع نکنیم. اینکه ما با کشورهای همسایه روابط نداریم در بازار تاثیر سوء دارد. به همین جهت ما باید در پی ایجاد بهبودی در روابط مان باشیم تا بتوانیم بازارهای متناسب را به دست آوریم. وقتی بازار برای تولید ایرانی پیدا شود ، او ناگزیر باید بر کیفیت محصول بیافزاید. مطالبه کیفیت، آرایش نهادی را تغییر می دهد ؛ بنابراین پاسخ این است که بله ، مناسبات خارجی گسترده ، فضای کسب وکار را بهبود می دهد.

آمار و ارقام حکایت از این دارند که فضای رقابتی سالم در ایران در حال کم فروغ شدن است. نظر شما چیست؟

یکی از کارهایی که در اتاق بازرگانی تهران انجام می دهیم این است که رقابت را بهبود ببخشیم. راه این است که تا جایی که امکان دارد ، کارها از دست دولت خارج شود و بخش خصوصی وارد کار شود. اکنون خدمات پلیس به علاوه ۱۰ را نگاه کنید. اگر قصد گرفتن پاسپورت داشته باشید ، در طول چند دقیقه به آنجا مراجعه می کنید و بعد از مدتی پاسپورت را دریافت می کنید. آیا در آنجا به اصطلاح پارتی بازی صورت می گیرد؟ رشوه رد و بدل می شود؟ خیر. غالبا کار بر اساس روال طبیعی انجام می شود. نمونه دیگر گمرک است که در سال گذشته درآمد خوبی داشت. علت این بوده که ارتباط بین مؤدی و گمرکات قطع شده است. برای رقابت پذیری ، باید شرایط آن را فراهم کنیم. معنایی ندارد بانک ، سود ۲۰ درصدی بدهد و در مقابل از بخش خصوصی انتظار رقابت با این سود را داشته باشیم. وقتی فضا برای رقابت سالم نیست، تولید خیلی شکوفا نمی شود.

اتفاقا پرسش بعدی ام در مورد همین نظام بانکداری کشور است که یکی از مولفه های پایین کشیدن شاخص کسب وکار هم محسوب می شود. سوء تاثیرات سیستم بانکی بر کسب وکار را توضیح دهید.

خود دولت در حال تلاش است که رویکرد جاری در سیستم بانکداری کشور را تغییر دهد. آدرس غلطی که ما به مردم می دهیم این است که مردم را می ترسانیم تا پول شان را وارد تولید نکنند. من این سخن را این قدر می گویم که بالاخره گوش شنوایی آن را بشنود. قبلا بانک ها تا ۲۲ درصد سود به سپرده گذاران می دادند. البته عده ای از مردم هم طمع بیشتری داشتند و پول هایشان را روانه جاهای دیگری کردند که سود بیشتری را می دادند. مثل کاسپین و پدیده و ثامن و …سودهای بالایی را ابتدا دریافت کردند اما در ادامه ناگهان با مشکلاتی مواجه شدند. ما خودمان هم ایراد داریم و پول مان را در جایی سرمایه گذاری می کنیم که اطمینان کافی در مورد آن نیست و با خطر ورشکستگی مواجه است. به نظر بنده باید سود سپرده گذاری در بانک به شدت کاهش پیدا کند و در حد ۲ درصد باشد. پول ها باید به سمت بازار سرمایه هدایت شود تا مردم بتوانند در چنین جاهایی درآمدزایی کنند.
در ۶ ابرچالشی که آقای نیلی مشاور ریاست جمهوری هم به آن اشاره داشتند، بانکداری و صندوق های بازنشستگی به چشم می خورند. این یعنی نظام پولی و بانکی ما در مرز بحران قرار دارد و طبیعی است که بر شاخص محیط کسب وکار هم تاثیر منفی داشته باشند.

مالیات هم یکی از گلوگاه های تولید در ایران شده و داد همه را درآورده است.

اگر بخواهیم یکی یکی بحث کنیم ، ساعت ها باید سخن بگوییم. مالیات ، تامین اجتماعی ، قوانین اداره کار ، نحوه توزیع ارز ، یارانه ها و… همه مخل فضای کسب وکار هستند. ما در کمیسیون تسهیل کسب وکار اتاق بازرگانی تهران تک تک این مباحث را بررسی می کنیم.

بانک جهانی در سال ۲۰۱۷ در گزارش انجام کسب وکار، رتبه ایران را ۱۲۰ اعلام کرد. رتبه بحرین و عربستان از ما بهتر و کرانه باختری و غزه و لبنان چند رتبه پایین تر از ما هستند. این وضعیت را چگونه ارزیابی می کنید؟

نمره فضای کسب وکار از ۱۰۰ محاسبه می شود و ما از ۱۰۰، ۲۶/۵۷ را کسب کرده ایم. نمره شاگرد اول دنیا حدود ۸۷ است. ما ۳۰ نمره با نیوزلند که شاگرد اول دنیا است اختلاف داریم. در کمیته این مساله را بررسی کردیم و چند مورد خاص را مدنظر قرار دادیم که اگر این موارد را انجام دهیم، رتبه ما بسیار خوب می شود و به زیر ۵۰ می رسیم.

امیدوارید که اوضاع بهتر شود؟

باید تلاش کرد. همه در کلام و سخن این مبحث را قبول دارند. باید در عمل هم دست به کار شد تا نتیجه گرفت. من به آینده خوش بین هستم ؛ اما خوش بینی این نیست که کاری نکنیم. باید تلاش کنیم و تلاش مان را هم زیاد کنیم تا به هدف مان برسیم.

سیدمسعود آریادوست

مطالب مرتبط